
حکایتِ بارانِ بی امان است این گونه که من دوستت می دارم... شوریده وار و پریشان باریدن بر خزه ها و خیزاب ها به بی راهه و راه ها تاختن بی تاب٬ بی قرار دریایی جستن و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن و تو را به یاد آوردن حکایت بارانی بی قرار است این گونه که من دوستت می دارم... u202bشمس لنگرودیu202c ...
ادامه مطلب
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم تو را به خاطر عطر نان گرم برای برفی که آب می شود دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم برای اشکی که خشک شد و هيچ وقت نريخت لبخندی که محو شد و هيچ گاه نشکفت دوست می دارم تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم برای پشت کردن به آرزوهای محال به خاطر نابودی توهم و خيال دوست می دارم تو را برای دوست داشتن دوست می دارم تو را به خاطردود لاله های وحشي به خاطر گونه ی زرين آفتاب گردان تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که نديده ام دوست می دارم تو را برای لب...
ادامه مطلب
تو را دارم ای گل، جهان با من است تو تا با منی، جان جان با من است چو میتابد از دور پيشانیات كران تا كران آسمان با من است چو خندان به سوی من آیی به مهر  ...
ادامه مطلب