عاشقانه ای برای تو

متن مرتبط با «شنیدستم که وقت برگریزان» در سایت عاشقانه ای برای تو نوشته شده است

از کوزه همان برون تراود که در اوست ...

  • نیلوبلاگ

    آن کس که بدم گفت، بدی سیرت اوست وان کس که مرا گفت نکو خود نیکوست حال متکلم از کلامش پیداست از کوزه همان برون تراود که در اوست ... ...

    ادامه مطلب
  • روز مادر - برای مادرانی که پیشمون نیستن

  • نیلوبلاگ

    وقتی به جای کلاغ در آن بازی کودکانه، گفتم: مامان پـر، خندیدی و گفتی: «من که پر ندارم» بزرگتر که شدم فهمیدم، تو هم پر داشتی ...  به یاد مادرهای عزیزی که دیگه پیشمون نیستن ...  ...

    ادامه مطلب
  • خوشا شبی که به آرامگاه من باشی. من آسمان تو باشم تو ماه من باشی

  • بهترین اشعار حسین آهنی - ماه وقتی زیباست به تو می اندیشد

  • نیلوبلاگ

    او که او را می خواست به تو می اندیشد از نگاهش پیداست به تو می اندیشد در سکوت دفتر قلمش می لرزد تو حواست هرجاست به تو می اندیشد مادرم خوشبخت است به خودش می بالد پسرش مدتهاست به تو می اندیشد پل عابر خیره به خیابان مانده در روانش غوغاست به تو می اندیشد خانه وقتی خالیست پنجره بارانیست استکانم تنهاست به تو می اندیشد کودکی با لبخند مادرش را بوسید خواب نازش گویاست به تو می اندیشد از خودم می پرسم چه کسی می فهمد ماه وقتی زیباست به تو می اندیشد حسین آهنی ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار پروین اعتصامی - شنیدستم که وقت برگریزان

  • نیلوبلاگ

    شنیدستم که وقت برگریزان شد از باد خزان، برگی گریزان میان شاخه‌ها خود را نهان داشت رخ از تقدیر، پنهان چون توان داشت بخود گفتا کازین شاخ تنومند قضایم هیچگه نتواند افکند سموم فتنه کرد آهنگ تاراج ز تنها سر، ز سرها دور شد تاج قبای سرخ گل دادند بر باد ز مرغان چمن برخاست فریاد ز بن برکند گردون بس درختان سیه گشت اختر بس نیکبختان به یغما رفت گیتی را جوانی کرا بود این سعادت جاودانی ز نرگس دل، ز نسرین سر شکستند ز قمری پا، ز بلبل پر شکستند برفت از روی رونق بوستان را چه دولت بی گلستان باغبان را ز جانسوز اخگری برخاست دودی نه تاری ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار محمد سلمانی - خاطره هایی که زیر آوار است

  • نیلوبلاگ

    اگرچه بین من و تو هنوز دیوار است ولی برای رسیدن بهانه بسیار است بر آن سریم کزین قصه دست برداریم مگر عزیز من! این عشق دست بردار است؟ کسی به جز خودم ای خوب من، چه می داند که از تو، از تو بریدن چقدر دشوار است مخواه مصلحت اندیش و منطقی باشم نمی شود به خدا، پای عشق در کار است تو از سلاله ی سوداگران کشمیری که شال ناز تو را شاعری خریدار است در آستانه ی رفتن، در امتداد غروب دعای من به تو تنها خدانگهدار است کسی پس از تو خودش را به دار خواهد زد که در گزینش این انتخاب ناچار است همان غروب غریبانه گریه خواهی کرد برای خاطره هایی که زیر آوار است محمد سلمانی   ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    از کوزه همان برون تراود که در اوست ... | روز مادر | برای مادرانی که پیشمون نیستن | متن روز مادر | متن روز زن سال1395 | عکس عاشقانه | مطالب عاشقانه | بهترین اشعار حسین آهنی | ماه وقتی زیباست به تو می اندیشد | اشعار عاشقانه