عاشقانه ای برای تو

متن مرتبط با «مادرم روزت مبارک ناز من» در سایت عاشقانه ای برای تو نوشته شده است

بهترین اشعار حسین منزوی - دیوانه جان

  • نیلوبلاگ

      دیوانه جان دیوانگی زین بیشتر؟ زین بیشتر، دیوانه جان با ما سر دیوانگی داری اگر دیوانه جان در اولین دیدار هم بوی جنون آمد ز تو وقتی نشستی اندکی نزدیک تر دیوانه جان چون می نشستی پیش من، گفتم که اینک خویش من ای آشنا در چشم من با یک نظر دیوانه جان گفتیم تا پایان بریم این عشق را با یک سفر عشقی که هم آغاز شد با یک سفر دیوانه جان کی داشته است اما جنون در کار خویش از چند و چون قید سفر دیوانه جان! قید حضر دیوانه جان ما وصل را با واژه هایی تازه معنا می کنیم روزی بیامیزیم اگر با یکدیگر دیوانه جان تا چاربند عقل را ویران کنی اینگونه شو دیوانه خود، دیوانه دل، دیوانه سر، دیوانه جان ای حاصل ضرب جنون در جانِ جانِ جانِ من دیوانه در دیوانگی، دیوانه در دیوانه جان هم ع...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار حسین منزوی - بـــــانو

  • نیلوبلاگ

    بانـــــوی اساطیر غـــــزل های من اینست صد طعنه به مجنون زده لیلای من اینست گفتم كــــه سرانجـــام بـــه دریـــا بزنم دل هشدار دل! این بار ، كه دریای من اینست من رود نیاسودنــم و بودن و تا وصــل آسودگی ام نیست كه معنای من اینست هر جا كه تویی مركز تصویر من آنجاست صاحب نظرم علـــم مرایـــای من اینست گیرم كه بهشتم به نمازی ندهد دست قد قامتـی افراز كـه طوبای من اینست همراه تـــو تــــا نـاب ترین آب رسیدن همواره عطشناكی رؤیای من اینست من در تو به شوق و تو در آفاق به حیرت نایـــاب ترین فصل تماشــای من اینست دیوانه بـــه سودای پـــری از تو كبوتر از قاف فرود آمده عنقای من اینست خــرداد تــــ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار حامد عسکری - من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشی

  • نیلوبلاگ

    من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشی تو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و کاشی این تاول و تب خال و دهان سوختگی ها از آه زیــــاد است ، نــه از خوردن آشی از تُنگ پریدیم به امید رهایـــی ناکام تقلایی و بیهوده تلاشی یک بار شده بر جگرم زخـــم نکاری؟ یک بار شده روی لبم بغض نپاشی؟ هر بار دلم رفت و نگاهی بـه تو کردم بر گونه ی سرخابی ات افتاد خراشی از شوق هم آغوشی و از حسرت دیدار بایست بمیریم چه باشی چـه نباشی حامد عسکری ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار محمدعلی رستمی - برای من غزل بگو

  • نیلوبلاگ

    دو باره داغ کرده ام برای من غزل بگو بپاش دل در آسمان از عشق با زُحل بگو   شراب تلخ دور کن دو جام مثنوی بده دو بیت از سحر بخوان سه مصرع از عسل بگو   ستاره را سه تار کن بزن به سیم آخرش دو قطعه از قمر بخوان سپیدی از عمل بگو   نوای دل سه گاه شد بیا و شور تازه کن ترانه از ابد بخوان حکایت از ازل بگو   در آسمان ترین زمین طلوع می کنی یقین سپیده را خمار کن از عشق بی بدل بگو   سحر شد از سرم ببر خماری شبانه را پیاله ای مَثل بریز از عشق بی دغل بگو   دوباره آسمان تهی زمین پر از خدا شده بیا و بار دیگر از خدای لم یزل بگو   «وصال»! در هوای شب سپیده را صدا بزن بگیر دف به کف بزن سبد سبد غزل بگو ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار محمدعلی بهمنی - دلم برای خودم تنگ می شود

  • نیلوبلاگ

    دلم برای خودم تنگ می شود اگرچه نزد شما تشنه ی سخن بودم  كسی كه حرف دلش را نگفت من بودم  دلم برای خودم تنگ می شود آری همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم  نشد جواب بگیرم سلام هایم را  هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم  چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را؟ اشاره ای كنم انگار كوهكن بودم  من آن زلال پرستم، درآب گند زمان که فکر صافی آبی چنین لجن بودم غریب بودم و گشتم غریب تر، اما:  دلم خوش است که در غربت وطن بودم محمدعلی بهمنی ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار کاظم بهمنی - من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟!

  • نیلوبلاگ

    من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟! تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم روبروی چشم خود، چشمی غزلخوان داشتم حال اگرچه هیچ نذری عهده دارِ وصل نیست یک زمان پیشآمدی بودم که امکان داشتم ماجراهایی که با من زیر باران داشتی شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟! ساده از «من بی تو می میرم» گذشتی خوب من من به این یک جمله ی خود سخت ایمان داشتم لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم - کاظم بهمنی ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار دکتر یدالله گودرزی - ماندنی تر از همه در قلب من تنها تویی

  • نیلوبلاگ

    ای تمام شعرهایت مثل دریا خواندنی خاطراتت در دلم مانند رؤیا ماندنی! چهره ات در پرتو آیینه ها بس دیدنی گیسوانت در مسیرِ بادها رقصاندنی از کمانِ ابروانت هر زمان تیری رها آهوانِ چشم هایت ناگهان ترساندنی! چشمه ها در جست وجو از کوه ها جاری شدند سنگ هم در دوری از دیدارِ تو گریاندنی هست از آیینه، ذاتِ صاف تو شفّافتر از خیالِ آه حتّی قلب تو رنجاندنی! ماندنی تر از همه در قلب من تنها تویی در میان این همه تصویرهای ماندنی! دکتر یدالله گودرزی ...

    ادامه مطلب
  • روز مادر مبارک

  • نیلوبلاگ

    مـادران پاکنـد، همچـون یـاسها گـوهـرانـی ، بهتـر از المـاسها قلبشان دشتی ز مهـر و عاطفه روحشان لبریز از، احسـاسـها ************** پیامبر اکرم(ص): هر کس پیشانی مادر خویش را ببوسد، از آتش جهنم دور می ماند . . . ...

    ادامه مطلب
  • شعر روز مادر - مادرم روزت مبارک ناز من

  • نیلوبلاگ

    «شعر روز مادر»   مادرم ای بهتر از فصل بهار مادرم روشن تر از هر چشمه سار مادرم ای عطر ناب زندگی مادرم ای شعله ی بخشندگی مادرم ای حوری هفت آسمان مادرم ای نام خوب و جاودان مادرم ای حس خوب عاشقی مادرم خوشتر ز عطر رازقی مادرم ای مایه ی آرامشم مادرم ای واژه ی آسایشم مادرم ای جاودان در قلب من مادرم ای صاحب این جسم و تن مادرم می خواهمت تا فصل دور مادرم پاینده باشی پر غرور مادرم روزت مبارک ناز من مادرم تنها تویی آواز من   ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار حمید مصدق -تو گل ِ سرخ منی تو گل ِ یاسمنی

  • نیلوبلاگ

    تو گل ِ سرخ منی تو گل ِ یاسمنی تو چنان شبنم پاک سحری ؟ نه از آن پاکتری. تو بهاری ؟ نه بهاران از توست از تو می گیرد وام هر بهار این همه زیبایی را. هوس باغ و بهارانم نیست ای بهین باغ و بهارانم تو سبزی چشم تو دریای خیال پلک بگشا که به چشمان تو دریابم باز مزرع سبز تمنایم را ای تو چشمانت سبز در من این سبزی هذیان از توست زندگی از تو و مرگم از توست _ حمید مصدق ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار یاسر قنبرلو - من راز تو هستم چه بگویی چه نگویی

  • نیلوبلاگ

    "من راز تو هستم چه بگویی چه نگویی..." برگی شده افتاده ام از شاخه به کویی چون باد مرا می بَری امّا به چه سویی؟ این چیست که جذبش شده ام موی تو؟ هرگز! دلبستگی آن نیست که بسته ست به مویی ای غنچه که در عمق دلم ریشه دواندی عشقی و عجب نیست که از سنگ برویی من با تو چه باید بکنم عشق گریزان با صید چه باید بکند ببرِ پتویی... میخواهی ام اما به چه عنوان؟ به چه منطق؟ میخواهم ات اما به چه قیمت؟ به چه رویی؟ من بغضِ تو هستم چه بباری چه نباری من راز تو هستم چه بگویی چه نگویی... شاعر: یاسر قنبرلو ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار کارو دردریان - الا ، اي رهگذر ! منگر ! چنين بيگانه بر گورم

  • نیلوبلاگ

    الا ، اي رهگذر ! منگر ! چنين بيگانه بر گورم   چه مي خواهي ؟ چه مي جويي ، در اين كاشانه ي عورم ؟ چه سان گويم ؟ چه سان گريم؟ حديث قلب رنجورم ؟  از اين خوابيدن در زير سنگ و خاك و خون خوردن  نمي داني ! چه مي داني ، كه آخر چيست منظورم   تن من لاشه ي فقر است و من زنداني زورم   كجا مي خواستم مردن !؟ حقيقت كرد مجبورم    چه شبها تا سحر عريان ، بسوز فقر لرزيدم    چه ساعتها كه سرگردان ، به ساز مرگ رقصيدم   از اين دوران آفت زا ، چه آفتها كه من ديدم   سكوت زجر بود و مرگ بود و ماتم و زندان  هر آن باري كه من از شاخسار زندگي چيدم   فتادم در شب ظلمت ، به قعر خاك ، پوسيدم   ز...

    ادامه مطلب
  • خوشا شبی که به آرامگاه من باشی. من آسمان تو باشم تو ماه من باشی

  • بهترین اشعار u202bمحمد مهدی نورقربانیu202c - کیست با این منِ دنیازده همراز شود؟

  • نیلوبلاگ

    هی رها می شوم و باز گرفتار خودم همه از دشمن خود خسته، من از یار خوم جنگ با خویش به تحریک کسی بود که رفت غم نمی خوردم اگر بود به اصرار خودم همه را بدرقه کردند و سلامت گفتند چشم هایی که نبودند عزادار خودم کیست با این منِ دنیازده همراز شود؟ غیر از آئینه کسی نیست سزاوار خودم نوحم و می رسد این بار به من نیز، عذاب کشتی ام بس که فرو رفته در افکار خودم مثل یک عقربه ی کوچک بی خواب شدم می روم هر شب و هر روز به دیدار خودم چهره ام مثل دلم پیر نمی شد این طور من نبودم اگر این قدر طلبکار خودم عشق فهمید بعید است مقید شدنم که مرا زود فرستاد پی کار خودم u202bمحمد مهدی نورقربانیu202c ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار ملک الشعرای بهار - بر دل من گشت عشق نیکوان فرمانروا

  • نیلوبلاگ

    بر دل من گشت عشق نیکوان فرمان‌روا اشک سرخ من دلیل و رنگ زرد من گوا نیستی رنگم چنین و نیستی اشکم چنان گر بر این دل نیستی عشق بتان فرمانروا تا شدم با مهر آن نامهربان دلبر، قرین تا شدم با عشق آن ناپارسا یار آشنا مهربان بودم‌، به جان خود شدم نامهربان پارسا بودم‌، به کار دین شدم ناپارسا شد دژم جان من از نیرنگ آن‌ چشم دژم شد دوتا پشت من از افسون آن زلف دوتا از دل عاشق به عشق اندر درختی بردمد کش برآید جاودان برگ و بر از رنج و عنا تن اسیر عشق اگرکردم غمی گشتم غمی دل به دست یار اگر دادم خطا کردم خطا چاره ی خود را ندانم من به‌عشق اندرکنون بند...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار سهیل محمودی - من به یک احساس خالی دلخوشم

  • نیلوبلاگ

    من به یک احساس خالی دلخوشم من به گل های خیالی دلخوشم در کنار سفره اسطوره ها من به یک ظرف سفالی دلخوشم مثل اندوه کویر و بغض خاک با خیال آبسالی دلخوشم سر نهم بر بالش اندوه خویش با همین افسرده حالی دل خوشم در هجوم رنگ در فصل صدا با بهار نقش قالی دلخوشم آسمانم: حجم سرد یک قفس با غم آسوده بالی دلخوشم گرچه اهل این خیابان نیستم با هوای این حوالی دلخوشم  سهیل محمودی ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار سید علی صالحی - با من مدارا کن

  • نیلوبلاگ

    با من مدارا کن خسته خودخواه بی شکیب از این جهان فقط همین ها را برایم باقی گذاشته اند با من مدارا کن! بعدها... دلت برایم تنگ خواهد شد... سید علی صالحی ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار جواد منفرد - یا همین امشب بیا یا از تو دلخور می شوم

  • نیلوبلاگ

    کاسه صبرم که دارم بی جهت پر می شوم یا همین امشب بیا یا از تو دلخور می شوم گرچه نرمم سخت می گیرم اگر خردم کنی نانم اما زیر دندان تو آجر می شوم من یکی از آن همه تیر و تفنگ کردی ام که هلاک یک نگاه دختر لر می شوم مثل قلب زاگرس مهمان نواز و خاکی ام چشم بر هم می زنی از ایلتان پر میشوم به خسوف ایمانم افزون تر شده وقتی که شب توی صحرا غرق ماه زیر چادر میشوم قرص ماهم داغی تن بی وفا کرده مرا جای تو هر شب دچار قرص تب بر می شوم جان بخواهی باشد اما صبر را از من نخواه یا همین امشب بیا یا از تو دلخور می شوم جواد منفرد ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار جواد منفرد - گیسوانت گره ی کورِ پریشانی ها

  • نیلوبلاگ

    ا خنده ات ساخت و ساز، اخم تو ویرانی ها گیسوانت گره ی کورِ پریشانی ها اشک تو در صدد حمله ی قلبی به من است یورش آورده به من لشکر اشکانی ها نقش ابروی تو را جای مدل در سر داشت طاق ها ساخت اگر دولت ساسانی ها از لب سرخ تو حرفی نزدم می ترسم زعفران باد کند دستِ خراسانی ها چشم تو جنگل سبزی ست در آغوش خزر آشنایند به این منظره گیلانی ها درّی و در دل یک مشت پر از مروارید نادری باز در انبوه فراوانی ها جواد منفرد ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار جواد منفرد- به دنیا ظلم کن اما نه با من

  • نیلوبلاگ

    به دنیا ظلم کن اما نه با من بگیر آنقدر محکم در بغل دلبسته ی خود را که در بر دارد انگاری هلویی هسته ی خود را صلات ظهر هم باشد، شبم آغاز خواهد شد به محض اینکه می بندی دو چشم خسته ی خود را شدم چون آینه محو وجود بی مثال تو بیا در من ببین شخصیت بر جسته ی خود را تمام عمر مثل سایه دنبال خودم بودم چطور از من جدا کردی من وابسته ی خود را؟ گره روی گره افتاده وا کن اخم هایت را نکش در هم دو ابروی به هم پیوسته ی خود را به دنیا ظلم کن اما نه با من که خودی هستم که چاقو می برد هر چیزی الا دسته ی خود را جواد منفرد ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    بهترین اشعار حسین منزوی - دیوانه جان | حسین منزوی | بهترین اشعار حسین منزوی | مطلب عاشقانه | بهترین اشعار حامد عسکری | من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشی | شعر عاشقانه | ارگ بم | محمد علی رستمی | برای من غزل بگو