عاشقانه ای برای تو

متن مرتبط با «با من مدارا کن» در سایت عاشقانه ای برای تو نوشته شده است

بهترین اشعار حسین منزوی - دیوانه جان

  • نیلوبلاگ

      دیوانه جان دیوانگی زین بیشتر؟ زین بیشتر، دیوانه جان با ما سر دیوانگی داری اگر دیوانه جان در اولین دیدار هم بوی جنون آمد ز تو وقتی نشستی اندکی نزدیک تر دیوانه جان چون می نشستی پیش من، گفتم که اینک خویش من ای آشنا در چشم من با یک نظر دیوانه جان گفتیم تا پایان بریم این عشق را با یک سفر عشقی که هم آغاز شد با یک سفر دیوانه جان کی داشته است اما جنون در کار خویش از چند و چون قید سفر دیوانه جان! قید حضر دیوانه جان ما وصل را با واژه هایی تازه معنا می کنیم روزی بیامیزیم اگر با یکدیگر دیوانه جان تا چاربند عقل را ویران کنی اینگونه شو دیوانه خود، دیوانه دل، دیوانه سر، دیوانه جان ای حاصل ضرب جنون در جانِ جانِ جانِ من دیوانه در دیوانگی، دیوانه در دیوانه جان هم ع...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار امید صباغ نو - مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرم

  • نیلوبلاگ

    مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرم چنــد ساعت شده از زندگیــــم بی خبرم این همه فاصله ، ده جاده و صد ریل قطار بال پــرواز دلـــم کــــو که به سویت بپرم؟ از همان لحظه که تو رفتی و من ماندم و من بین این قافیــه ها گــم شده و در به درم تا نشستم غزلی تازه سرودم که مگر این همه فاصله کوتـــاه شود در نظرم بسته بسته کدئین خوردم و عاقل نشدم پدر عشـــق بسوزد کـــه درآمد پدرم بی تو دنیا به درک، بی تو جهنم به درک کفــر مطلق شده ام دایره ای بی وَتَرم من خدای غزل ناب نگاهت شده ام از رگ گردن تــو من به تو نزدیک ترم امبد صباغ نو ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعارسعید موحـــــدی نیـــــــا - زیبا سلام

  • نیلوبلاگ

    زیبا سلام،یک شب دیگر بدون تو  پر میشود تمامی دفتر بدون تو پر میشود تمامی قلبم ز بی کسی  همراه بغض این دم آخر بدون تو بانو بیا که بی تو تمام دلم غم است یعنی شکسته است سراسر بدون تو دارد تمام پیکره ام زخم میخورد  دارد سپید میشود این سر بدون تو یکبار دیگر از تو نوشتم برای تو  یکبار دیگر از شب آخر بدون تو _ سعید موحـــــدی نیـــــــا       ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار یاسر اکبری - بانــوی عصر آهنــی و می شناسمت

  • نیلوبلاگ

    بانــوی عصر آهنــی و می شناسمت جلاد خوشگل منی و می شناسمت تاریک،سر به زیر، مه آلــود، بی خیال. صبح عبوس لندنی و می شناسمت انگار قند تــــــوی دلــــم آب مــــی کنند وقتی که زنگ می زنی و می شناسم می دانم از شکنجه من شاد می شوی آخر زنی ، زنـی ، زنی و می شناسمت یک روز صبـــح بی که خداحافظی کنی دل را یواش می کنی و می شناسمت -یاسر اکبری ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار رئوف دلفی - تزریق میکنم بدنت را به روح شهر

  • نیلوبلاگ

    تزریق میکنم بدنت را به روح شهر تا آسمان خانه به اندازه سِر شود باید مرا بغل بکنی سمتِ کشورت یک روز قبل از اینکه زمین منفجر شود بانوی عطسه های زمین در زمان ِصفر بازار قتل هر چه ستاره ست سکه شد آتش زدند آینه را بشکه های نفت این غول در چراغ خودش تکه تکه شد بانوی ورد های پراکنده در اتاق آغوش باز پنجره ها رنگ ِ غم شدند صدها کتاب شعر سرودم برای تو اما تمام فاحشه ها عاشقم شدند با باد می وزد به جنوبی ترین جهت تصویر رقص سوتینت روی بند رخت در خواب من زنی رحمش را برید و بعد اعدام کرده بود خودش را درون تخت بانوی اکتشاف فراورده های نفت بانوی واژگانه ی فرهنگِ بی لغت بانوی پاچه پا...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار - الهام دیداریان -با دلم سر سخت شو

  • نیلوبلاگ

    با دلم سر سخت شو ... تا می توانی سخت تر مـــی شود دل کندنــــم با مهربانـــــی سخت تر من که می دانم خدا بی آنکه مبعوثم کند دائما می گیرد از من امتحانــی سخت تر زندگی را باختـم در این قمار اما هنوز حاضرم حتی بپردازم زیانی سخت تر هیچ فکرش را نمی کردم که بعد از رفتنت بگذرند این لحظه ها آنی به آنی سخت تر سخت بار آورده این دنیا مــرا امـــا چــــــه سود می شود جان کندنم با سخت جانی سخت تر آه ! می آورد رستـــم، هم در این پیکار کم پیش پایش بود اگر هر بار خوانی سخت تر  - الهام دیداریان ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار محمدرضا حسینی مود- این شعر شاید شعر تلخ آخرین باشد

  • نیلوبلاگ

    این شعر شاید شعر تلخ آخرین باشد بگذار این هـم سهم یار نازنیـــن باشد ای یار شاید صبــــح فردا پـای یک دیوار افتاده نعش سرخ من روی زمین باشد بگذار پس دست تهی از حاصلم امشب در بـــاغ لیمــو و ترنجت میوه چین باشد تو آفریدی شعرهایم را به یک لبخند این آفرینش لایـــق صد آفــرین باشد من در دهان زخــــم هایــــم عشق ورزیدم ترکیب زخم و عشق – آری – بهترین باشد آزاده تر از ســرو بــودم در مسیـر بـــاد شاید لج این بادها هم از همین باشد * حالا نشسته روبرویـــــم جوخــــه ی آتش شاید خدا می خواست پایانم چنین باشد! - محمدرضا حسینی مود ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار حسین منزوی - بـــــانو

  • نیلوبلاگ

    بانـــــوی اساطیر غـــــزل های من اینست صد طعنه به مجنون زده لیلای من اینست گفتم كــــه سرانجـــام بـــه دریـــا بزنم دل هشدار دل! این بار ، كه دریای من اینست من رود نیاسودنــم و بودن و تا وصــل آسودگی ام نیست كه معنای من اینست هر جا كه تویی مركز تصویر من آنجاست صاحب نظرم علـــم مرایـــای من اینست گیرم كه بهشتم به نمازی ندهد دست قد قامتـی افراز كـه طوبای من اینست همراه تـــو تــــا نـاب ترین آب رسیدن همواره عطشناكی رؤیای من اینست من در تو به شوق و تو در آفاق به حیرت نایـــاب ترین فصل تماشــای من اینست دیوانه بـــه سودای پـــری از تو كبوتر از قاف فرود آمده عنقای من اینست خــرداد تــــ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار سارا قبادی- بیدار شو!

  • نیلوبلاگ

    بیدار شو! من تمام شب را با لالایی عشق تو بیدار مانده ام بیدار شو! مرا احساس کن ببین جای بوسه هایم روی لب هایت شکوفه داده اند و تو .... از فردا انگشت نمای تمام مردم شهر خواهی بود بیدار شو...   سارا قبادی ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار قاسم صرافان - مثل یک بازنده

  • نیلوبلاگ

    مثل یک بازنده آخر اسیرت کرد، این دنیای اشرافی دکتر شدی و فکر کردی قله ی قافی دکتر شدی، اما چرا دردی نمی بینی؟ باشد! در این هذیان رهایم کن، هوالشافی می دانم آخر می پری از بام من، وقتی نه دام خوبی دارم و نه دانه ی کافی بس ناجوانمردانه سرد است این هوا، آری وقتی زمستان است و تو شالی نمی بافی داری جهانی را که با هم خالقش بودیم، یکباره ویران می کنی، خیلی بی انصافی! آیینه ام، می بینم آن روزی که با حسرت، درشهر می گردی به دنبال دل صافی من مثل یک بازنده، خواهم رفت و می دانم داری برای بازی ات، بازیچه ی کافی در شعرهایم ماندگارت کرده ام اما کافی ست دیگر، می روم دنبال صرافی قاسم صرافان ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار حامد عسکری - من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشی

  • نیلوبلاگ

    من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشی تو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و کاشی این تاول و تب خال و دهان سوختگی ها از آه زیــــاد است ، نــه از خوردن آشی از تُنگ پریدیم به امید رهایـــی ناکام تقلایی و بیهوده تلاشی یک بار شده بر جگرم زخـــم نکاری؟ یک بار شده روی لبم بغض نپاشی؟ هر بار دلم رفت و نگاهی بـه تو کردم بر گونه ی سرخابی ات افتاد خراشی از شوق هم آغوشی و از حسرت دیدار بایست بمیریم چه باشی چـه نباشی حامد عسکری ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار فروغ فرخزاد - دلم برای باغچه میسوزد

  • نیلوبلاگ

    کسی به فکر گل ها نیست  کسی به فکر ماهی ها نیست  کسی نمی خواهد  باورکند که باغچه دارد می میرد  که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است  که ذهن باغچه دارد آرام آرام  از خاطرات سبز تهی می شود  و حس باغچه انگار  چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده ست . حیاط خانهٔ ما تنهاست  حیاط خانهٔ ما  در انتظار بارش یک ابر ناشناس  خمیازه می کشد  و حوض خانهٔ ما خالی است  ستاره های کوچک بی تجربه  از ارتفاع درختان به خاک می افتد  و از میان پنجره های پریده رنگ خانهٔ ماهی ها  شب ها صدای سرفه می آید  حیاط خانهٔ ما تنهاست . پدر میگوید :  ( از من گذشته ست از من گذشته ست  من بار خود را بردم و کار...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعارعباس صادقی - امروز دوباره جایتان خالی بود

  • نیلوبلاگ

    امروز دوباره جایتان خالی بود هی غصه تنها شدنت را خوردیم یوسف شدی و پیرهنت را خوردیم امروز دوباره جایتان خالی بود ما شربت دیر آمدنت را خوردیم عباس صادقی ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعارحسین جنتی - باید کــــه ز داغم خبــری داشته باشد

  • نیلوبلاگ

    باید کــــه ز داغم خبــری داشته باشد هر مرد که با خود جگری داشته باشد حالم چو دلیری ست که از بخت بد خویش در لشکــر دشمن  پسری داشتـــه باشد ! حالم چو درختی است که یک شاخه نا اهل بازیچــــه ی  دست  تبــــری  داشتـه  باشد سخت است پیمبر شده باشی و ببینی فرزند تــــو دیــــن دگـــری داشته باشد ! آویخــــته از گــــردن من شـــاه کلیدی این کاخ کهن بی که دری داشته باشد سر درگمـــی ام داد  گـــره در گـــره اندوه خوشبخت کلافی که سری داشته باشد !   حسین جنتی ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار محمدعلی رستمی - برای من غزل بگو

  • نیلوبلاگ

    دو باره داغ کرده ام برای من غزل بگو بپاش دل در آسمان از عشق با زُحل بگو   شراب تلخ دور کن دو جام مثنوی بده دو بیت از سحر بخوان سه مصرع از عسل بگو   ستاره را سه تار کن بزن به سیم آخرش دو قطعه از قمر بخوان سپیدی از عمل بگو   نوای دل سه گاه شد بیا و شور تازه کن ترانه از ابد بخوان حکایت از ازل بگو   در آسمان ترین زمین طلوع می کنی یقین سپیده را خمار کن از عشق بی بدل بگو   سحر شد از سرم ببر خماری شبانه را پیاله ای مَثل بریز از عشق بی دغل بگو   دوباره آسمان تهی زمین پر از خدا شده بیا و بار دیگر از خدای لم یزل بگو   «وصال»! در هوای شب سپیده را صدا بزن بگیر دف به کف بزن سبد سبد غزل بگو ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعارحامد عسکری -حسرت دریای مرا دفن کنید

  • نیلوبلاگ

    می روم حسرت دریای مرا دفن کنید اهل دیـــروزم و فردای مرا دفـن کنید لـحدم را بگذارید بــــه روی لـحدم شـال ابریشم لیلای مرا دفن کنید ایل من مرده کسی نیست که چنگی بزند وقت تنـــگ است بخـــــارای مرا دفن کنید صخره ام،صخره که دلتا شده از سیلی رود دل که خـوب است فقط "تا"ی مرا دفن کنید تا پر از روسری و سیب شود شهر شما زیــــر این خاک غــزل های مرا دفن کنید   حامد عسکری ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار محمدعلی بهمنی - دلم برای خودم تنگ می شود

  • نیلوبلاگ

    دلم برای خودم تنگ می شود اگرچه نزد شما تشنه ی سخن بودم  كسی كه حرف دلش را نگفت من بودم  دلم برای خودم تنگ می شود آری همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم  نشد جواب بگیرم سلام هایم را  هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم  چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را؟ اشاره ای كنم انگار كوهكن بودم  من آن زلال پرستم، درآب گند زمان که فکر صافی آبی چنین لجن بودم غریب بودم و گشتم غریب تر، اما:  دلم خوش است که در غربت وطن بودم محمدعلی بهمنی ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار علیرضا بدیع - حلالم کن

  • نیلوبلاگ

    به سویم با لب خشک آمدی، با چشم تر رفتی حلالم کن که از سرچشمه ی من تشنه تر رفتی میان دلبران پابندی مهرت سرآمد بود چه ها دیدی که با دل آمدی اما به سر رفتی مگر با کوه خویشاوندیِ دیرینه ای داری؟ که هرچه بیشتر سویت دویدم، پیشتر رفتی تو را همشیره ی مهتاب می دانم که ماه آسا به بالینم سر شب آمدی وقت سحر رفتی تو با باد شمالی نسبتی داری؟ که همچون او رسیدی بی صدا از راه دور و بی خبر رفتی اسیرت کرده بودم فکر می کردم که عشق است این قفس را باز کردم دانه بگذارم که در رفتی تو مرغ نوپری، زود است جلد بام من باشی خدا پشت و پناهت باد اگر بی من سفر رفتی علیرضا بدیع ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار کاظم بهمنی - من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟!

  • نیلوبلاگ

    من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟! تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم روبروی چشم خود، چشمی غزلخوان داشتم حال اگرچه هیچ نذری عهده دارِ وصل نیست یک زمان پیشآمدی بودم که امکان داشتم ماجراهایی که با من زیر باران داشتی شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟! ساده از «من بی تو می میرم» گذشتی خوب من من به این یک جمله ی خود سخت ایمان داشتم لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم - کاظم بهمنی ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار فريدون مشيري - با عشق

  • نیلوبلاگ

    به خارزار جهان ، گل به دامنم ، با عشق صفاي روي تو ، تقديم مي كنم ، با عشق درين سياهي و سردي بسان آتشگاه هميشه گرمم ، هميشه روشنم با عشق همين نه جان به ره دوست مي فشانم شاد به جان دوست ، كه غمخوار دشمنم با عشق به دست بسته ام اي مهربان ، نگاه مكن كه بيستون را از پا در افكندم ، با عشق دواي درد بشر يك كلام باشد و بس كه من براي تو فرياد مي زنم : با عشق فريدون مشيري ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    بهترین اشعار حسین منزوی - دیوانه جان | حسین منزوی | بهترین اشعار امید صباغ نو - مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرم | بهترین اشعارسعید موحـــــدی نیـــــــا - زیبا سلام | شعر عاشقانه | مطلب عاشقانه | بهترین اشعار یاسر اکبری - بانــوی عصر آهنــی و می شناسمت | مطالب عاشقانه | رئوف دلفی | اشعار رئوف دلفی