
گر چه می گویند این دنیا به غیر از خواب نیست ای اجل! مهمان نوازی کن کـــه دیگر تاب نیست بین ماهـی های اقیـانـوس و ماهـی هــای تُنگ هیچ فرقی نیست وقتی چاره ای جزآب نیست زورق ِ آواره ! در زیبـــایـــی ِ دریــــــا نمـــان این هم آغوشی جدا از غفلت گرداب نیست ما رعیت ها کجـــا محصول باغستان کجــــا؟ روستای سیب های سرخ بی ارباب نیست ای پلنـگ از کــــوه بالا رفتنت بیهوده است از کمین بیرون مزن،امشب شب مهتاب نیست در نمازت شعر می خوانی و می رقصی،دریغ! جای این دیوانگــی ها گوشه محـــراب نیست گردبادی مثل تو یک عمر سرگردان چیست؟ گوهری مانند مرگ اینقدر هم نایاب نیست!... فاضل نظری ...
ادامه مطلب
زیر باران بنشینیم که باران خوب است گم شدن با تو در انبوه خیابان خوب است با تو بی تابی و بی خوابی و دل مشغولی با تو حال خوش و احوال پریشان خوب است رو به رویم بنشین و غزلی تازه بخوان اندکی بوسه پس از شعر فراوان خوب است موی خود وا کن و بگذار به رویت برسم گاه گاهی گذر از کفر به ایمان خوب است : شب خوبی ست،بگو حال زیارت داری؟ مستی جاده ی گیلان به خراسان خوب است نم نم نیمه شب و نغمه ی عبدالباسط زندگی با تو...کنار تو...به قرآن خوب است ناصر حامدی ...
ادامه مطلب
وقتی به جای کلاغ در آن بازی کودکانه، گفتم: مامان پـر، خندیدی و گفتی: «من که پر ندارم» بزرگتر که شدم فهمیدم، تو هم پر داشتی ... به یاد مادرهای عزیزی که دیگه پیشمون نیستن ... ...
ادامه مطلب
لکه ی ننگی که می بینی به دامان من است چون خط و خال پلنگان جزئی از جان من است در مصاف دلبری های مدامت دیده ام آنکه هر دفعه سپر انداخت ایمان من است شهر بعد از تو بلایی بر سرم آورده که آنچه نوح آن را بلا خوانده است باران من است عشق حتی با تماشا هم سرایت می کند من پریشان تو و جمعی پریشان من است مثل قلیانی که می سوزاند آرامت کند آنکه زخمم می زند خود نیز درمان من است هیچ چشمی لایق دیدار گیسوی تو نیست من محمد خان ام و این شهر کرمان من است حسین زحمتکش ...
ادامه مطلب
اگرچه داغ زمانه در این زمان کم نیست ولی به جز غم تو در دلم دگر غم نیست اگرچه درد تو هستی ولی چه باید کرد کسی به غیر خودت هم دوا و مرهم نیست تو مال من شده بودی ولی هزار افسوس تو را ربود زمانه، جهان نا امنی ست به نام عشق قسم خوردی و ندانستم که عشق قول و قرارش همیشه محکم نیست هزار درد در این سینه دارم و صد آه... مجال آنکه در این بیت ها بگویم نیست احسان نصری ...
ادامه مطلب
هم چنان حالم خوب نیست ! احساس می کنم شکست خورده ام ، در زمان ُ در عرض ! از که ؟ صحبت ِ کَس نیست ... نمی دانم ... احساس می کنم ، کلمه ی ابد گنجشک ِ وجودم را مسحور ِ چشمان ِ خود کرده است ! حسین پناهی ...
ادامه مطلب