
می روم حسرت دریای مرا دفن کنید اهل دیـــروزم و فردای مرا دفـن کنید لـحدم را بگذارید بــــه روی لـحدم شـال ابریشم لیلای مرا دفن کنید ایل من مرده کسی نیست که چنگی بزند وقت تنـــگ است بخـــــارای مرا دفن کنید صخره ام،صخره که دلتا شده از سیلی رود دل که خـوب است فقط "تا"ی مرا دفن کنید تا پر از روسری و سیب شود شهر شما زیــــر این خاک غــزل های مرا دفن کنید حامد عسکری ...
ادامه مطلب
اگرچه یاد ندارم که دفعه ی چندم مرا شکستی و... آه از نگاه این مردم به گیسوان پریشان خود نگاه بکن که شرح حال من است این کلاف سر در گم حکایت منِ دور از تو مانده، اینگونه ست: خمار و خسته ام و نیست قطره ای در خُم همیشه عطر تو بی تاب کرده جانم را چنان که باد بپیچد به خوشه ی گندم... به سر هوای تو دارم، خدا گواه من است اگر رسیده نمازم به رکعت پنجم! حسین دهلویu202c ...
ادامه مطلب
هی رها می شوم و باز گرفتار خودم همه از دشمن خود خسته، من از یار خوم جنگ با خویش به تحریک کسی بود که رفت غم نمی خوردم اگر بود به اصرار خودم همه را بدرقه کردند و سلامت گفتند چشم هایی که نبودند عزادار خودم کیست با این منِ دنیازده همراز شود؟ غیر از آئینه کسی نیست سزاوار خودم نوحم و می رسد این بار به من نیز، عذاب کشتی ام بس که فرو رفته در افکار خودم مثل یک عقربه ی کوچک بی خواب شدم می روم هر شب و هر روز به دیدار خودم چهره ام مثل دلم پیر نمی شد این طور من نبودم اگر این قدر طلبکار خودم عشق فهمید بعید است مقید شدنم که مرا زود فرستاد پی کار خودم u202bمحمد مهدی نورقربانیu202c ...
ادامه مطلب