خرید بک لینک

شیر هرگز سر نمی کوبد به دیوار حصار
من همان دیوانه ی دیروزم اما بردبار

می توانستم فراموشت کنم اما نشد!

زندگی یعنی همین؛ جبری، به نام اختیار

□ □

مثل تو آیینه ای "من" را نشان من نداد

بعد تو من ماندم و دیوارهای بی شمار

خوب یا بد، با جنـــون آنی ام سر می کنم

لحظه ای در قید و بندم ،لحظه ای بی بند و بار

□ □

من سر ناسازگــاری دارم و چشمـــان تو

جذبه ای دارد که سر را می کشاند پای دار!

فرق دارد معنـی تنهایــی و تنهـــا شدن

کوه بی فاتح کجا و دشت های بی سوار

□ □

جای پایت را اگــر چه برفهـــا پوشانده اند

جای زخمت ماند، شد آتشفشانی بی قرار

-پوریا شیرانی

برچسب: بهترین اشعار پوریا شیرانی, شیر هرگز سر نمی کوبد به دیوار حصار,شعر عاشقانه, نویسنده: عاشقانه ای برای تو تاريخ: شنبه 5 تير 1395 ساعت: 18:54

صفحه بندی