عاشقانه ای برای تو

متن مرتبط با «چه طوفانی!» در سایت عاشقانه ای برای تو نوشته شده است

بهترین اشعار حامد عسکری - نبودی در دلم انگار طوفان شد، چه طوفانی!

  • نیلوبلاگ

    نبودی در دلم انگار طوفان شد، چه طوفانی! دو پلکم زخمی از شلاق باران شد، چه بارانی! صدایت کردم و سیبی به کف با دامنی آبی وزیدی بر لب ایوان و، ایوان شد چه ایوانی! نبودی بغض کردم... حرف ها را... خودخوری کردم دلم ارگ است و ارگ از خشت... ویران شد، چه ویرانی! گوزنی پیر بر مهمان سرای خانه ی خانی بر لطف سرپُری تک لول مهمان شد، چه مهمانی! یکی مثل من بدبخت در دام نگاه تو یکی در تنگی آغوش زندان شد، چه زندانی! هلا ای پایتخت پیر، تای دسته دارت کو؟ بگیرد دست من را آه، "طهران" شد چه "تهرانی" پس از یوسف تمام مصریان گفتند: عجب مصری بماند گریه هم سوغات کنعان شد، چه کنعانی من از "سهراب" بودن زخم خوردن قسمتم بوده برو "گرد آفریدم" فصل پایان شد، ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار u202bفاضل نظریu202c - هرچه آيينه به توصيف تو جان كند نشد

  • نیلوبلاگ

    هرچه آيينه به توصيف تو جان كند نشد  آه، تصوير تو هرگز به تو مانند نشد گفتم از قصه عشقت گرهى باز کنم به پريشانى گيسوى تو سوگند نشد خاطرات تو و دنياي مرا سوزاندند  تا فراموش شود ياد تو هرچند نشد من دهان باز نكردم كه نرنجي از من مثل زخمى كه لبش باز به لبخند نشد دوستان عاقبت از چاه نجاتم دادند بلكه چون برده مرا هم بفروشند نشد u202bفاضل نظریu202c ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار فاضل نظری - گر چه می گویند این دنیا به غیر از خواب نیست

  • نیلوبلاگ

    گر چه می گویند این دنیا به غیر از خواب نیست ای اجل! مهمان نوازی کن کـــه دیگر تاب نیست بین ماهـی های اقیـانـوس و ماهـی هــای تُنگ هیچ فرقی نیست وقتی چاره ای جزآب نیست زورق ِ آواره ! در زیبـــایـــی ِ دریــــــا نمـــان این هم آغوشی جدا از غفلت گرداب نیست ما رعیت ها کجـــا محصول باغستان کجــــا؟ روستای سیب های سرخ بی ارباب نیست ای پلنـگ از کــــوه بالا رفتنت بیهوده است از کمین بیرون مزن،امشب شب مهتاب نیست در نمازت شعر می خوانی و می رقصی،دریغ! جای این دیوانگــی ها گوشه محـــراب نیست گردبادی مثل تو یک عمر سرگردان چیست؟ گوهری مانند مرگ اینقدر هم نایاب نیست!... فاضل نظری ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار فروغ فرخزاد - دلم برای باغچه میسوزد

  • نیلوبلاگ

    کسی به فکر گل ها نیست  کسی به فکر ماهی ها نیست  کسی نمی خواهد  باورکند که باغچه دارد می میرد  که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است  که ذهن باغچه دارد آرام آرام  از خاطرات سبز تهی می شود  و حس باغچه انگار  چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده ست . حیاط خانهٔ ما تنهاست  حیاط خانهٔ ما  در انتظار بارش یک ابر ناشناس  خمیازه می کشد  و حوض خانهٔ ما خالی است  ستاره های کوچک بی تجربه  از ارتفاع درختان به خاک می افتد  و از میان پنجره های پریده رنگ خانهٔ ماهی ها  شب ها صدای سرفه می آید  حیاط خانهٔ ما تنهاست . پدر میگوید :  ( از من گذشته ست از من گذشته ست  من بار خود را بردم و کار...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار کاظم بهمنی - من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟!

  • نیلوبلاگ

    من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟! تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم روبروی چشم خود، چشمی غزلخوان داشتم حال اگرچه هیچ نذری عهده دارِ وصل نیست یک زمان پیشآمدی بودم که امکان داشتم ماجراهایی که با من زیر باران داشتی شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟! ساده از «من بی تو می میرم» گذشتی خوب من من به این یک جمله ی خود سخت ایمان داشتم لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم - کاظم بهمنی ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار محمود نگهداری - می خواهد چه کار؟

  • نیلوبلاگ

    شعرِ من در وصفِ تو آغاز می خواهد چه کار ؟ این غزل قافیه ها را باز می خواهد چه کار؟ هر کسی همچون تو را دارد میان خانه اش پس حیاطِ پر گلِ دلباز می خواهد چه کار ؟ با خیالت خانه جنگل ... خانه دریا می شود کلبه من آه! چشم انداز می خواهد چه کار؟ ای خوش آن لحظه که با تو در قفس باشم دگر این کبوتر فرصت پرواز می خواهد چه کار؟ شاه و خیلش جملگی ماتِ رخ ات هستند، پس عرصه شطرنجِ تو سرباز می خواهد چه کار؟ گنج پنهان! مخزن الاسرارِ من آغوشِ توست این خزینه صد هزاران راز می خواهد چه کار؟ از لب دمساز تو من گفتنی ها گفتمی حضرت عیسی دگر اعجاز می خواهد چه کار؟ یک سمرقند و بخارا را به پایت ریختند شاعر بیچاره ات، قفقاز می خواهد چه کار؟ وصف مویِ تو سخن را به درازا می کشد...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار لیلا کردبچه - گفتی می آیی

  • نیلوبلاگ

    گفتی می آیی... گفتی می آیی و یاد اخبار هواشناسی افتادم که لذت باران های بی هنگام را می برد گفتی می آیی و یاد تمام روزهایی افتادم که بیهوده چتر برداشته بودم شاعر : لیلا کردبچه ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار یاسر قنبرلو - من راز تو هستم چه بگویی چه نگویی

  • نیلوبلاگ

    "من راز تو هستم چه بگویی چه نگویی..." برگی شده افتاده ام از شاخه به کویی چون باد مرا می بَری امّا به چه سویی؟ این چیست که جذبش شده ام موی تو؟ هرگز! دلبستگی آن نیست که بسته ست به مویی ای غنچه که در عمق دلم ریشه دواندی عشقی و عجب نیست که از سنگ برویی من با تو چه باید بکنم عشق گریزان با صید چه باید بکند ببرِ پتویی... میخواهی ام اما به چه عنوان؟ به چه منطق؟ میخواهم ات اما به چه قیمت؟ به چه رویی؟ من بغضِ تو هستم چه بباری چه نباری من راز تو هستم چه بگویی چه نگویی... شاعر: یاسر قنبرلو ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار قیصر امین پور - هرچه هستی باش

  • نیلوبلاگ

    با تو ام ای لنگر تسکین! ای تکان های دل! ای آرامش ساحل! با تو ام ای نور! ای منشور! ای تمام طیف های آفتابی! ای کبودِ ارغوانی! ای بنفشابی! با تو ام ای شور ای دل شوره شیرین! با تو ام ای شادی غمگین! با تو ام ای غم! غم مبهم! ای نمی دانم! هر چه هستی باش! ای کاش… نه،جز اینم آرزویی نیست: هر چه هستی باش! اما باش! قیصر امین پور ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار مهدی اخوان ثالث - تو چه دانی

  • نیلوبلاگ

    تو چه دانی که پسِ هر نگهِ ساده ی من...   چه جنونی چه نیازی، چه غمی ست؟ مهدی اخوان ثالث ...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار مهدی اخوان ثالث - چه میکنی؟

  • نیلوبلاگ

    چه میکنی؟ چه میکنی؟ درین پلید دخمه ها  سیاهها ، کبودها  بخارها و دودها ؟ ببین چه تیشه میزنی به ریشه ی جوانیت به عمر و زندگانیت  به هستیت ، جوانیت تبه شدی و مردنی  به گورکن سپردنی چه می کنی ؟ چه می کنی ؟ چه می کنم ؟ بیا ببین که چون یلان تهمتن   چه سان نبرد می کنم  اجاق این شراره را    که سوزد و گدازدم چو آتش وجود خود  خموش و سرد می کنم  که بود و کیست دشمنم ؟ یگانه دشمن جهان  هم آشکار ، هم نهان    همان روان بی امان زمان ، زمان ، زمان ، زمان  سپاه بیکران او دقیقه ها و لحظه ها  غروب و بامدادها  گذشته ها و یادها  رفیقها و خویش...

    ادامه مطلب
  • بهترین اشعار سید علی صالحی - نفهمیدم چه شد

  • نیلوبلاگ

    می خواستم چشمهای تو را ببوسم تو نبودی، باران بود رو به آسمانِ بلندِ پُر گفت و گو گفتم: تو ندیدیش...!؟- و چیزی، صدایی... صدایی شبیهِ صدای آدمی آمد، گفت: نامش را بگو تا جستجو کنیم نفهمیدم چه شد که باز یکهو و بی هوا، هوای تو کردم دیدم دارد ترانه ای به یادم می آید گفتم: شوخی کردم به خدا می خواستم صورتم از لمسِ لذیذِ باران فقط خیسِ گریه شود ورنه کدام چشم کدام بوسه کدام گفت و گو...!؟ من هرگز هیچ میلی به پنهان کردنِ کلماتِ بی رویا نداشته ام سید علی صالحی ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    بهترین اشعار حامد عسکری - نبودی در دلم انگار طوفان شد، چه طوفانی! | اشعار حامد عسکری | بهترین اشعار u202bفاضل نظریu202c - هرچه آيينه به توصيف تو جان كند نشد | شعر عاشقانه | بهترین اشعار فاضل نظری | گر چه می گویند این دنیا به غیر از خواب نیست | فاضل نظری | بهترین اشعار فروغ فرخزاد | دلم برای باغچه میسوزد | شعر فروغ